نجم الدين ابو الرجاء قمى
31
تاريخ الوزراء ( فارسى )
اتابك اقسنقر احمديلى ، رحمه الله ، بر دست ملاحده دمر الله عليهم ، شهيد شد ، لشكر سلطان مسعود متفرق گشت . سلطنت سلطان طغرل با طى افتاد . پس از دود روشنى آفتاب بازديد آمد . تاج الدين كافى اصفهانى را از استيفاء معزول كردند ، و بر ولى الدين سورى تقرير فرمودند . اين حال چنان آمد ، كه فرزين كه اگر كژ رود ، به شاه نزديك باشد ، و رخ كه بر سنن استقامت رود ، از شاه دور باشد . پادشاه را ( 29 ر ) تشبيه به دريا كنند ؛ چنان كه دريا ، وقتى عنبر به در افكند . پادشاه وقت باشد كه اهل هنر را از خويشتن دور افگند . تاج الدين از بنى قاسم بود . وزارت ايشان در عهد ديالم ، ظاهرتر از آنست كه به شرح حاجت باشد ، از طراز اول بودند ، شعر : بيض الوجوه كريمة احسابهم * شم الانوف من طرار الاول اين بيت را قلب كردهاند ، و نيك آمده است . گفتهاند ، شعر : صفر الوجوه لئيمة احسابهم * فطس الانوف من الطراز الاخر انصاف نبود تاج الدين كافى را به ولى الدين سورى نوخاسته معزول كردن . بيت قابوس بن وشمگير اينجا لايق است ، شعر : اما ترى البحر يعلوا فوقه جيف * و يستقر باقصى قعره الدرر اصل بنى قاسم نىشكر بود كه از آن تنگهاى شكر دربندند . ملوك ديالم با بنى قاسم عيار بگردانيدند ، و ايشان را منكوب كردند . نكبت ايشان بر ديالم نامبارك آمد ، دولت بر عقب ايشان منقرض شد ، و شادروان ( 29 پ ) اقبال ايشان درنوشتند . ابو عبد الله بن بطرقمى گويد در نكبت ايشان : شعر : بنى قاسم ملا الزمان عجائب * و نكبتهم من امهات العجائب تقادبكم اسرى الى معدن البلى * بنفسى انتم من شموس الغوارب